چیز عجیبی می گویم مگر که اینچنین نگاهم می کنی
راستی هیچ میدانستی نگاهت بعضی وقتها بوی آسمان را می دهد
درست مثل آسمان
که بعضی وقتها
بوی نگاه تو را می دهد
آن هنگام
که ابرهایش رنگ کبوترانم شده اند.
![]()
بیایی کنار پنجره
باران بیاید
و باز شعر مسافر خود را بخوانی
دریغا که رفتی
پیش از آنکه باران ببارد

مبادا فراموش کنی که یک روز با هم بودیم
دیگر چوپان شعر من در پی گله نیست
بلکه در پی سازیست که مرحم دل گله باشد

بغض هولناکم در گلوی شیشه می شکست
این وبلاگ به زودی راه خواهد افتاد. لازم به ذکر است که این همان وبلاگ هم اسم در پرشین بلاگ می باشد. امید است رضایت همه فراهم آید.