بدرود ای همسفر روزهای بی حنجره
بدرود!
بدرود ای کولی سرازیر شده از نفرت.
بدرود گلهای مریم خشک شده توی گلدان روی میز.
بدرود رزهای خشک شده لای کتاب.
بدرود ای روزهای خوش
بدرود ای کلبه ی گرم و نرم
بدرود خنده های زيبا
بدرود خوشی های بی دلیل
بدرود آسمان بی بدیل کبوترها
....
راه های دیگری بود و تو را طاق همسفری نماند.
بدرود
بدرود مسافر ۱۹ تا بیست و چند سالگی...
