تبليغاتX
حرفهای نگفته
حرفهایی برای نگفتن
 

خوشا به حالت که آخر به هم رسیدید

چه فرق می کند تو او را گرفته باشی یا او تو را

ما در امتداد سطری بودیم به سوی هم

که چیزی شبیه حجب نگذاشت هم آغوشی مذمن من و او ...

خودت که تا ته سطر صبوری کرده ای

پس میدانی.

چه بگویم

که نشکستنش مصیبتی است

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1387ساعت 11:45 قبل از ظهر  توسط مهران  |