تبليغاتX
حرفهای نگفته - تقویم
حرفهایی برای نگفتن
راحت باش

صدا تنها صدای صفحه ای از تقویم بود

که به ستاره ای تهی سلامی دوباره داد

فقط سلامی بود

بی  هم آغوشی

و بدون التذاذ  لمسی از عاطفه حتی

راحت باش

ژرفای آسمان خانه ام همیشه ابری است

و تو

که تازه فهمیده ام

چقدر از آسمان ابری بدت می آید

از ترس سایه ها به آفتاب دیگر دروغ نمی گفتی

راحت باش

تنها صفحه ای از تقویم بود

نه

نه صدای قلب داوودی ها بود

نه التهاب بارانی مریم ها

فقط

و تنها فقط

صفحه ای بود...

 

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم اردیبهشت 1387ساعت 11:14 قبل از ظهر  توسط مهران  |